قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1078

تاريخ الفي ( فارسى )

اطّلاع نيافت و در لشكر خود منادى كرد كه : « به سغد خواهم رفت . مستعدّ شويد . » و جاسوسان خرزاد خبر بردند كه قتيبه لشكر جمع كرده به جانب سغد مىرود . خرزاد از اين خبر خوشحال شده به مردم خود گفت : چون قتيبه آهنگ سغد كرده ما از حرب او در اين بهار ايمن شديم . بايد كه به عيش و عشرت مشغول شويم . پس خرزاد لشكر خود را متفرّق ساخته خود با جمعى از اهل نشاط از زن و مرد به شرب شراب مشغول بود كه به يك ناگاه خبر رسيد كه قتيبه به حوالى شهر خوارزم رسيد . « 1 » خوارزميان بترسيدند و پيش ملك جيغان رفته در دفع قتيبه تدبير جستند . ملك جيغان گفت : مرا هيچ تدبير نيست . مدبّر امور شما خرزاد است . پيش او رويد . پس تمامى مردم خوارزم پيش خرزاد رفتند و خرزاد دانست كه آمدن قتيبه به طلب ملك جيغان است . خواست قصد گرفتن و كشتن وى كند ، امّا با او جمعى كثير متّفق شده در شهر الفيل ، كه از اعظم شهرهاى خوارزم و مستحكم بود ، متحصّن شد . بنابراين خرزاد نتوانست نسبت به ملك جيغان كارى كند ، لاجرم درصدد جمع لشكر برآمد . امّا ملك جيغان شهر الفيل و ساير مواضعى كه در تحت تصرّف او بود به معتمدان سپرده خود با هزار سوار بيرون آمده به قتيبه پيوست . خرزاد چون شنيد كه ملك جيغان پيش قتيبه رفت متحيّر شد و هراسى عظيم بر وى مستولى گشت . پس ناچار كس پيش قتيبه فرستاده از وى زنهار خواست . قتيبه گفت : تو را زنهار از برادر خود ملك جيغان بايد خواست كه اگر او تو را امان دهد از من نيز امان دارى . خرزاد گفت : مرا مردن بهتر از آن است از ملك جيغان امان و زنهار طلبم . القصّه ؛ خرزاد آراستهء جنگ شده بيرون آمد . از اين جانب نيز سپاه قتيبه بيرون شتافته در يك ساعت خرزاد را زنده گرفته پيش قتيبه آوردند . قتيبه كس پيش ملك جيغان فرستاد كه : برادر تو ، خرزاد ، را گرفتيم ؛ اگر مىخواهى او را به تو سپاريم تا تو دانى هرچه خواهى با او به فعل آر . ملك جيغان جواب داد كه : امير چنان به من وعده كرده كه او را بكشد تا شرّ او بالكليّه از من دور شود ؛ باقى امير حاكم است . پس قتيبه فرمود تا خرزاد را بكشند . بعد از آن ملك جيغان گفت : ايّها الامير ، هنوز دل من تسلّى نيافته ؛ چرا كه آن جماعتى كه به من بىعزّتى مىكردند همه مانده‌اند ، همين خرزاد كشته شده . ملتمس آنكه امير آن جماعت را نيز به قتل رساند كه به يك‌بار مرا نوازش فرمايد . قتيبه گفت : تو آن جماعت را گرد كرده پيش من بيار تا همه را چنانچه مىخواهى به سزا رسانم . پس ملك جيغان تمامى آن جماعت را كه از ايشان نقارى در خاطر داشت و نسبت به او بىادبى كرده بودند گرفته پيش قتيبه فرستاد . قتيبه فرمود تا همه را گردن زدند .

--> ( 1 ) . لشكر قتيبه در هزار اسب ( - هزار سف ) - قلعه‌اى در خوارزم واقع در مغرب جيحون - فرود آمد .